الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

571

علل الشرايع ( فارسي )

طينت و گل اهل بيت عصمت و طهارت بود ، سپس از زير آن گل ، مشتى ديگر برداشت و آن گل و طينت شيعيان ما بود ، سپس ما را براى خودش اختيار فرمود و اگر طينت و گل شيعيان را همچون طينت ما به خود وامىگذارد هرگز احدى از ايشان مرتكب زنا و سرقت و لواط و شرب مسكر و افعال قبيحه اى كه نام بردى نمىشد ولى اين طور نشد بلكه حق تعالى هفت شبانه روز آب شور را بر روى زمين ملعونه و ناپاك جارى فرمود سپس آن را قطع كرد و پس از آن مشتى از آن گل را كه گل ملعونه و به واسطه طول مجاورتش با آب تغيير يافته و سياه رنگ شده بود ( لجن ) برداشت . اين مشت گل طينت آلوده و فاسد بود كه عبارت باشد از طينت دشمنان ما اگر خداوند عزّ و جلّ طينت دشمنان ما را به حال خود مىگذارد هرگز آنها را در ميان انسانها نمىديدى و ابدا به شهادتين اقرار نكرده و روزه نگرفته و نماز نخوانده و زكات نداده و حج بيت الله نرفته ، و هيچ گاه ايشان را با حسن خلق ملاقات نمىكردى ولى حق تبارك و تعالى طينت شما و ايشان را جمع نمود و با هم مخلوط كرد و به هم ماليد همچون ماليدن پوست و سپس آن دو را با هم در آب ممزوج فرمود ، پس هر لفظ ناهنجار يا عمل زنا يا افعال قبيحه اى كه ياد كردى از قبيل شرب مسكر يا غير آن از برادر مؤمن خود مشاهده مىكنى ناشى از جوهريّت و طينت و يا از ايمان او نيست بلكه به واسطه تماسى كه ناصبى با طينت او پيدا كرده وى بر انجام اين سيّئات و قبائح اقدام و مبادرت مىكند چنانچه هر فعل نيكو و خلق زيبا و يا از ايمان او نيست بلكه به واسطه تماسى كه ناصبى با طينت او پيدا كرده وى بر انجام اين سيئات و قبائح اقدام و مبادرت مىكند چنانچه هر فعل نيكو و خلق زيرا و يا روزه و نماز يا حج بيت الله يا صدقه يا معروفى از ناصبى سر مىزند مستند به جوهريّت و طينت او نبوده بلكه تماسّش با ايمان سبب اكتساب اين افعال پسنديده و صدورش در خارج گرديده است . عرض كردم : فدايت شوم ، وقتى قيامت به پا شود چه خواهد شد ؟ حضرت به من فرمودند : اى اسحاق آيا خداوند خير و شر را در يك جا جمع خواهد فرمود ؟ وقتى قيامت شود حق تعالى آنچه از ايمان را كه با طينت ناصبىها اصابت كرده و منشأ افعال حسنه شده از ايشان گرفته و به شيعيان ما رد نموده و به عكس آنچه از خباثت ناصبى با طينت شما مقرون گرديده و باعث صدور قبايح گرديده است را از شما گرفته و به ايشان بر مىگرداند و اساسا هر چيزى به عنصر اوّلى كه ابتدائش بوده بر مىگردد . مگر خورشيد در هنگامى كه ابتداء طلوعش هست را نديدى ، آيا شعاع محرّك و